تبليغاتX
جنگ نرم




























جنگ نرم

جنگ نرم

جنگ نرم

جنگ نرم در فضای سایبری

این روزها سخن از جنگ نرم بسیار شنیده می شود.در مطبوعات،رسانه ها،مدارس و دانشگاه ها همه جا سخن از جنگ نرم است.اما سوال اصلی اینجاست که جنگ نرم چیست؟از سوی چه کسانی تهیه و طراحی شده و هدف آن چه می باشد؟

مفهوم جنگ نرم Soft Warfare در برابر مفهوم جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع می شود .اگر در جنگ سخت از ابزار های قدرت سازی مانند ارتش،نیروهای مسلح،واحدهای زرهی و ....برای تصرف خاک،منابع طبیعی و یا سرنگونی یک نظام سیاسی استفاده می شود، مفهوم جنگ نرم با قدرت نرم و ابزارهای قدرت ساز نرم قابل تفسیر است.مفهوم جنگ نرم بر اساس مولفه های قدرت سخت شکل نگرفت.بلکه مولود ساختار و چارچوبی دیگر بود که در ادبیات سیاسی جهان به قدرت نرم مشهور است.ژوزف نای استاد مطرح علوم سیاسی  بزرگترین نظریه پرداز جنگ نرم است. نای در مورد قدرت نرم می نویسد: قدرت نرم توجه ویژه به اشتغال ذهنی جوامع دیگر از طریق ایجاد جاذبه است و زمانی یك كشور یا یك جامعه به قدرت نرم دست می یابد كه بتواند اطلاعات و دانایی را به منظور پایان بخشیدن به موضوعات مورد اختلاف به كار بندد و از اختلافات به گونه ای بهره برداری نماید كه حاصل آن گرفتن امتیاز باشد. یكی از نمونه های قدرت نرم می تواند كاربرد رسانه های جمعی در مناقشات باشد، رسانه می تواند جایگزین فشار نظامی گردد. در اینجا ما دیگر شاهد اعمال زور و اجبار نیستیم، بلكه اقناع افكار عمومی از طریق جنگ رسانه ای صورت می گیرد.نظریه پردازان قدرت نرم قلمرو و ابزارهای مورد استفاده در جنگ نرم را، موارد زیر می دانند:

ارزشهای بازیگر عرصه بین المللی، فرهنگ،خط مشی ها و نهادها

جنگ سایبری،اینترنت و جنگ نرم:

جنگ سایبری از زیر مجموعه های جنگ نرم است. امروزه با پیچیده‌تر و  کوچک‌تر شدن جهان به واسطه رشد فزاینده  وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حدود زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونه‌ای که به جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات از طریق مسالمت‌آمیز با به کارگیری شیوه‌های نوین مداخله در امور داخلی کشورها جلب شده است. جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد.

جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد.

جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال جنگ نرم هستند. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی ایجاد کند.

فضای سایبر، فضایی است مجازی که به واسطه ابزاری غیرفیزیکی، کارکردی دوگانه دارد: هم باعث ارتقا سطح فکری و هم باعث تشویش اذهان عمومی و شست و شوی مغزی می شود.

ما برای  شناخت فرصتها و تهدیدات در عرصه جنگ نرم در حوزه سایبر باید ابزارهای های موجود را بشناسیم و بدانیم کدامیک از اینها، ارتباطات بیشتر را برقرار می کنند و قدرت نفوذ بیشتری دارند. دانشمندان علوم ارتباطات 3 موج اصلی را در انقلاب ارتباطات و رسانه از هم تمییز می دهند:موج اول رسانه های چاپی(printed media) مانند کتاب، مطبوعات و نشریات،موج دوم رسانه های تصویری و صوتی(Visual media) مانند تلویزیون یا ویدئو و موج سوم رسانه های دیجیتال (Digital media) مانند چند رسانه ای ها و یا اینترنت. 

در عصر موج اول و موج دوم رسانه  ها،  جریان انتقال اطلاعات از فرستنده به مخاطب یک سویه بود یعنی  اطلاعات از یک

جنگ نرم

 منبع برای مخاطب، چه شنونده و چه بیننده، ارسال می شدند. در واقع، رسانه ها، یک طرفه، هر چیزی را که می خواستند، انتقال می دادند به مخاطبین. متصدیان این نوع رسانه ها، دولت ها به خصوص دولت های ثروتمند ،سرمایه داران و لابی های قدرت بودند.  در سطح بالاتر، این رسانه ها در انحصار ابرقدرت ها یعنی آمریکا و شوروی سابق بودند. از اواخر دهه 80 میلادی، با ظهور کامپیوتر و متعاقب آن ایجاد شبکه جهانی وب و اغاز موج سوم رسانه ها، فضا از آن حالت یک سویه درآمد و دوسویه شد و به خاطر آغاز فعالیت اینترنت ، کاملا از گذشته متمایز شد. این امر بدان علت بود که اینترنت و فضای مجازی، فضا را برای شنیدن صداهای مختلف مساعد می کرد. این فضا به خاطر ابزاری سخت افزاری در انحصار قدرت و پول نبود. این تحول در کل جهان رخ داد، ابتدا در کشورهای توسعه یافته، بعد در کشورهای در حال توسعه و بعد حتی در کشورهای توسعه نیافته.

در واقع اکنون این فضا و این ارتباط دیگر حتی دوسویه هم نیست و باید بگوییم چندسویه است و در واقع کشورهای مجازی در فضای سایبر درست شده، که هر کدام شامل چند شهر می شوند و اهالی آنها با هم مرتبطند در حالی که هیچ وقت همدیگر را ندیده اند و  ممکن است گاهی در آن فضا جمع صنفی تشکیل داده باشند.

فضای سایبری فرصت یا تهدید:

اینترنت این رسانه جدیدی که در دنیا ایجاد شده، در ابتدا در کشور ما ابزاری بود ناشناخته، که در فهم عموم نبود. در واقع چون این فناوری برونزا بود و از بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه ما برنخاست ما همواره از آن یک قدم عقب بودیم .در سالهای ابتدای دهه 70 که اینترنت وارد کشور شد ، حتی دانشگاه ها و دانشگاهیان هم فاقد علم و تخصص کافی در این زمینه بودند.چون که این فناوری غربی بود که از ما یک قدم جلوتر بود همواره ما دربرابر آن حالت انفعالی داشتیم و ویژگی های تهدیدزای آن برای ما بیشتر بود. اما پس از مدتی در جریان نظام، برخی سازمانها به ماهیت دوگانه این رسانه پی بردند و به دنبال فرصت زایی در آن رفتند. حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی و کلیه مراکز وابسته به رهبری  در این جهت فعالیت کردند. نمی گویم صددرصد موفق بودند، ولی اقداماتی کردند. به این صورت که مؤسسات دینی نفوذ کردند، در چت روم ها. مناظراتی در چت روم ها قرار دادند. در شبکه های اجتماعی مثل Facebook، نفوذ کردند و تولید اطلاعاتی به نفع دین و به نفع فرهنگ، کردند.

از نگاه  بنده عرصه رسانه های نسل سوم فضای بهتری برای جنگ نرم با دشمن است.  چرا که امروزه فضای ارتباط اجتماعی زیادی در اینترنت ایجاد شده و جمع‌های مجازی فراوانی در اینترنت بوجود آمده که فرهنگ‌های سنتی و مذهبی و خرده فرهنگ‌های جدید و زیادی را به گردهم آورده است.امروز با وجود شبکه تارنمای جهانی دیگر وحشت گذشته که مدرنیسم را عامل همسانی جهان و از بین‌بردن فرهنگ‌های ضعیف و حاشیه ای می‌‌دانست وجود ندارد.

خلاصه کلام اینکه اینترنت بازاری است که در سطح جهان گسترده است و در آن همه چیز یافت می شود و هرکس به فراخور حال ، خوشه ای از آن بر می گیرد. کاربران زیادی روزانه به اینترنت سر می زنند و از امکانات آن بهره می گیرند و در همین حال افراد سودجو با ایجاد سایت های خاص خود سعی می کنند تا این مشتریان رابه سمت خود جلب نموده و به مقاصدخود نائل آیند ، از طرفی بسیار ی از مراکز علمی ، تجاری ، فرهنگی و خبری و ... نیز به دنبال استفاده صحیح و یا سودجویانه از این شاهراه اطلاعاتی هستند و بدین لحاظ با ایجاد سایت های مناسب مترصد انجام امور مثبت می باشند.

استراتژی های جنگ نرم در فضای سایبری:

قرآن می فرماید: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ.شاید یک تفسیر این آیه این باشد که با همان ابزاری که به جنگ شما می آیند باید به جنگ دشمنان اسلام رفت. لذا پاسخ تهدید نرم، مقابله نرم است. پاسخ مبارزه علمی، مبارزه علمی است.

باز در قرآن آمده: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ .این آیه به این مساله اشاره دارد که ما می بایست از تمامی ظرفیتهای ممکن خود در جنگ نرم بهره جوییم.

لذا راهبردهای ذیل برای جنگ نرم سایبری در این مقطع پیشنهاد می شود:

1-راهبردهای پاکسازی:

یکی از ابزارهای اصلی جنگ نرم دشمن سایتهای مستهجن و پورنوگرافی است.آنها موارد مستهجن درست می کنند. سایت های کذایی خلاف اخلاق درست می کنند و صبح تا شب به خورد جوانان می دهند و جوانی که می آید به فضای اینترنت، شست و شوی مغزی می شود. این گونه حملات باید با فیلترینگ و محدود سازی دسترسی کاربران ایرانی و از سوی دیگر پاکسازی وب از لوث آنها انجام پذیرد.

2-راهبردهای آگاه سازی:

آگاهی رکن دوم مبارزه با جنگ نرم سایبری است.اغتشاشات سال گذشته محصول اطلاعات نادرستی بود که این شبکه

جنگ نرم

 ها به افکار عمومی وارد کرده بودند.راهبرد دوم این است که این عملیات روانی را برای مردم توضیح بدهیم و به آنها بفهمانیم که فضای سایبر فضای شکننده ای است که ممکن است اصول اعتقادی آنها را تخریب کند. ما باید مردم را آماده کنیم برای دفع عملیات دشمن. چون این تقابل و مواجهه شرق و غرب مال الآن نیست.

از طرف دیگر مدیریت کشور باید با افزایش کارایی خود مشکلاتی را که بهانه می دهد به دست دشمن رفع کند، چون اغتشاشات شهری از همین نقطه آغاز شد.

3-راهبردهای حضور در شبکه های اجتماعی و مقابله به مثل:

یکی از ابزار های مهم  دشمن در  جریان جنگ نرم سایبری در این راستا، سایتهای شبکه های اجتماعی اینترنتی و شبکه های وبلاگی هستند.اگر چه کشورهای حامی و بنیان گذار در آن تبلیغ مستقیم ندارند، اما با ایجاد زمینه طرح و نشر مباحث مورد علاقه و به صورت مثلاً بی طرف به مدیریت افکار عمومی می پردازند. اگرچه هک نمادین این سایت ها  توسط هر گروهی به هر شکل می تواند یک پاتک خوب برای شروع علیه این جریان باشد، اما نمی توان صرفا با هک یا فیلترینگ آثار این گونه جنگهای نرم را کاهش داد.بلکه ورود سازمان یافته به این شبکه های اجتماعی توسط افسران جوان عرصه مبارزه با جنگ نرم و تولید وانتشار اطلاعات مبتنی بر حقایق وبصیرت سیاسی از راهکارهای مبارزه موثر در این عرصه است.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 0:7 توسط دبیرستان هشید قریشی ها محمد مرادی| |
تاكتيك هاي نرم در مبارزات مدرن آسيب شناسي جنگ نرم و راه هاي مقابله با آن

گرداب- «دانشجويان افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم هستند كه ضمن دارابودن فكر، عمل و بصيرت، در صحنه نيز حضور دارند و با آزمودن صحنه، در چارچوب كار مي كنند، اما اساتيد دانشگاه ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند.»

اينها بخشي از بيانات مقام معظم رهبري است كه اخيراً در جمع اساتيد و رؤساي دانشگاه هاي كشور ايراد فرمودند.

امروز باتوجه به وسعت دنياي ارتباطات و فن آوري هاي اطلاعات وگسترش رسانه هاي اينترنتي و مجازي، تهاجم كشورهاي استكباري از حالت جنگ نظامي و سخت افزاري به جنگ نرم آن هم در ابعاد فرهنگي واعتقادي تغيير ماهيت داده است.

با اين حال بايد اذعان داشت كه در يك دهه اخير سيل اين تهاجمات گسترده غرب متوجه كشورمان بود، به گونه اي كه جمهوري اسلامي ايران آماج حملات تهاجمي از نوع فرهنگي قرار گرفته و البته هوشياري و آگاهي به موقع مردم اغلب تاكتيك ها و ترفندهاي دشمنان و نقشه هاي شوم آنان را نقش بر آب كرده است، اما حساسيت هايي كه در ايام پس از انتخابات و التهاباتي كه به وسیله سران اغتشاش و آشوب به وجود آمد، به خوبي نشان داد كه دشمنان ايران اسلامي در جبهه جنگ نرم با تمام توان ايستاده اند و هر روز به توطئه اي پناه مي برند؛ از اين رو مردم، مسئولان و خصوصاً اقشار دانشگاهي و فرهيخته جامعه در برابر چنين حوادثي نقش و وظيفه اي مضاعف دارند و همچنان كه رهبر فرزانه انقلاب تأكيد کردند، قشر دانشجوي ايراني در نقش افسران جوان در خط مقدم جبهه جنگ نرم دشمن قرار دارند و بايد بيش از پيش مراقب مرزهاي فرهنگي و ارزشي جامعه باشند و دشمن را در رسيدن به اهدافش ناكام گذارند.

در اين گزارش به بررسي نقش دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها در جبهه جنگ نرم با دشمن خواهيم پرداخت.

جنگ نرم و جنگ نظامي
اگر تا ديروز قدرت هاي استكباري براي تسلط بر ساير كشورهاي جهان سوم ازطريق جنگ نظامي و لشكركشي وارد عمل مي شدند امروزه اما با ابزاري به نام "جنگ نرم" به دنبال سيطره بر جهان هستند.

دكتر "محمدعلي سمناني زاده"، روانشناس و استاد دانشگاه در تبيين شاخصه هاي جنگ نرم و تفاوت آن با جنگ نظامي مي گويد: «در جنگ نظامي شما كاملاً مواضع، ابزارآلات جنگي، نظرات نظامي و نحوه حمله و تاكتيك هاي دشمن را مي بينيد به گونه اي كه حتي نفرات دشمن با هويتي مشخص و لباسي واحد در مقابل شما صف آرايي كرده اند، اما در جنگ نرم شما هيچگونه مرزي را با دشمن نمي بينيد؛ يعني نه از تاكتيك هاي آنان باخبريد و نه از نوع و نحوه حمله اطلاع داريد و نه حتي نفرات آنان را به درستي مي توانيد تشخيص دهيد، از همين رو پيروزي يا شكست در جنگ نرم به مراتب مهمتر و بسي دشوارتر از جنگ نظامي است.»

اين استاد دانشگاه در ادامه تحليل خود به استفاده دشمن از نيروهاي خودي اشاره مي كند و مي گويد: «در جنگ نرم معمولاً دشمن از نيروهاي خودي و وطني استفاده مي كند و با فريب دادن آنها، آنان را در برابر ارزش ها و دستاوردهاي شناخته شده و قابل احترام جامعه قرار مي دهد، به گونه اي كه در اين نبرد بي امان تشخيص خودي از غيرخودي بسيار دشوار است و بايد افرادي براي حضور در خط مقدم اين جبهه قرار بگيرند كه كارشناس و خبره باشند و مراحل روانشناسي جنگ نرم را به خوبي بدانند.»

سمناني زاده به اهميت فرماندهان در جبهه جنگ نرم اشاره مي كند و مي گويد: «همچنان كه اشاره كردم در جنگ نرم اغلب نيروها از نوع خودي هستند كه بنا به دلايلي فريب خورده و به اردوگاه دشمن پيوسته اند. حال فرماندهي مقابله با چنين جنگي از حساسيت و ظرافت خاصي برخوردار است، چرا كه از يك طرف فرماندهان اين جبهه بايد با شيوه هاي روانشناختي افرادي كه ناخواسته درخواب غفلت گرفتار شده و فريب دشمن را خورده اند، از اين خواب گران بيدار كنند و از آنان بخواهند تا در جبهه دشمن قرار نگيرند. از طرف ديگر هم فرماندهان اين جبهه بايد بسيار مراقب حمله و ضد حمله دشمن باشند تا مبادا خساراتي به ارزش هاي جامعه وارد آيد، چون ضربه جنگ نرم مثل جنگ نظامي فقط ويراني اماكن عمومي يا نظامي و كشته و مجروح شدن جمعي از مردم را به دنبال ندارد، بلكه انهدام تمامي ستون هاي زيربنايي و ارزش هاي مهم كشور در دستور كار جنگ نرم قرار دارد و هر نوع خساراتي كه از جانب حملات جنگ نرم به كشورها وارد آيد، قطعا يا جبران ناپذير است و يا سال هاي سال طول خواهد كشيد تا آن ضربات و زخم هاي به وجود آمده التيام يابد.»

اين روانشناس از جنگ نرم به عنوان جنگ خودي با خودي به فرماندهي دشمن ياد مي كند و مي گويد: «بدون شك مركز اصلي فرماندهي، هدايت و كنترل برنامه هاي ضربتي و حملات مختلف دشمن در جنگ نرم خارج از مرزهاي جغرافيايي هر كشوري است، به گونه اي كه شما هر چقدر در اين جبهه مي جنگيد نمي توانيد به دشمن ضربه اي وارد كنيد، چون دشمن فقط نقش كنترل از راه دور را بازي مي كند و بازي گران اين جنگ نيز عده اي فريب خورده ناآگاه خودي هستند كه خواسته يا ناخواسته بازيچه دست دشمن شده اند.»

تشكيل اتاق فكر دانشجويي
با توجه به جنگ نرم دشمنان عليه نظام اسلامي ايرانضرورت تشكيل اتاق فكر دانشجويي براي برنامه ريزي هاي راهبردي و ارائه راهكار در مقابله با دشمن امري مهم به حساب مي آيد.

"ناصر فرزان فر"، قائم مقام فرهنگي جامعه اسلامي دانشجويان كل كشور در تحليل سخنان اخير رهبر معظم انقلاب، مي گويد: «به نظر من سخنان مقام معظم رهبري بسيار دقيق و جامع بود. حال كه حضرت آقا اين بحث را مطرح فرمودند لازم است در دانشگاه ها اتاق هاي فكر دانشجويي را با هدف شيوه هاي مقابله با جنگ نرم طراحي و ترسيم كنيم و عملا دانشجويان را وارد مبارزه با توطئه هاي دشمن نماييم، چرا كه رهبري هم دانشجويان را افسران جوان اين ميدان توصيف كردند و لازم است براي حضور در اين ميدان منسجم تر و همه جانبه تر وارد عرصه شد.»

اين دانشجو مي گويد: «در اتاق فكر دانشجويي بايد هدف مورد نظر و جايگاه فعلي و نقش اصلي دانشجويان در نظر گرفته شود و در واقع بايد در چنين اتاقي به ارائه راهكار بپردازيم، از طرفي هم اين اتاق هاي فكر بايد داراي يك محوريت واحد و مشخص هم باشند و نقش مديريت اين اتاق فكري را به خوبي ايفا كنند؛ يعني مديريت اتاق فكر فرهنگي را هم بايد از جنس دانشجو انتخاب كرد و مسئولان در حد يك نظارت مختصر بر كار اين اتاق فكر حضور داشته باشند و باقي كارها را به دانشجويان واگذار کنند.»

فرزان فر در ادامه مي گويد: «شاخصه اصلي حرف هاي يك جوان دانشجو صفا، صداقت و دوري از مجادله است و روحيه جوشنده و پژوهنده بسيار قوي و قدرت تحليل بالايي دارد كه اگر مسئولان در جبهه جنگ نرم از نيرو و انرژي آنان استفاده كنند، قطعا مي توانند بسيار كارساز و موثر باشند.»

آمادگي نخبگان جامعه
شايد يكي از مهمترين محورها در مقابله با جنگ نرم دشمن آمادگي جامعه براي مبارزه است، اما تجربه كشورهاي ديگر از جمله گرجستان، قرقيزستان و... نشان داده كه معمولا كشورهايي كه آماج حملات نرم قرار مي گيرند، بعضا غافلگير شده اند و در نبود يك مديريت واحد بحران نتوانسته اند در مقابل سيل اين تهاجم استقامت كنند و مغلوب حريف شده اند.

"حميدرضا مقدم فر"، مدير عامل خبرگزاري فارس در اين باره مي گويد: «در اين مبحث مهمترين موضوع اين است كه بايد در ميان فعالان سياسي، چهره هاي فرهنگي، نخبگان، فرهيختگان و دستگاه هاي فرهنگي و حتي قضايي آمادگي لازم براي مقابله با جنگ نرم وجود داشته باشد.»

مديرعامل خبرگزاري فارس به مراحل شكل گيري جنگ نرم اشاره مي كند و در ادامه مي افزايد: «اصولا جنگ نرم به دو شكل به وجود مي آيد: ابتدا اعتبار و پشتيباني خارجي و كشورهاي استكباري غربي اين موضوع را پايه ريزي و اهداف مشخصي را برنامه ريزي مي كنند و در واقع هدايت و پيشبرد تمامي برنامه ها و اهداف اوليه از سوي خارج تأمين مي شود، اما دومين مورد كه به ايجاد جنگ نرم و گسترش آن كمك مي كند، بسترهايي است كه در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي داخلي ايجاد مي شود و در واقع اين بسترها فرصت را به دشمن مي دهد تا از آن ناحيه اهداف خود را پيش ببرند، به همين دليل بنده معتقدم كهبراي مقابله با جنگ نرم بايد از ابزارهاي نرم استفاده كرد به بيان ديگر بايد گفت كه قطعاً مقابله با اين جريان بايد از جنس خود باشد.»

مقدم فر در پاسخ به اين سؤال كه آيا قوانين جاري جامعه پاسخگوي مقابله با اين پديده دنياي امروزي هست يا نه، مي گويد: «متأسفانه تاكنون در قوانين جاري قضايي كشورمان كودتا از جنس سخت معرفي نشده و در محاكم قضايي تعريفي مشخص و واجد براي رفتارهاي به اصطلاح نرم اعلام نشده و اين موضوع به خودي خود مي تواند در دراز مدت مشكلاتي را براي كشور به وجود آورد.»

مديرعامل خبرگزاري فارس به حوادث اخير پس از انتخابات رياست جمهوري اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه در حوادث اخير به خوبي مشاهده كرديم كه بعضي از دستگاه هاي قضايي، فرهنگي و امنيتي و حتي قوانين كنوني كشور ما آمادگي مقابله با اين گونه ماجراها و اغتشاشات را در جبهه جنگ نرم دشمن ندارند و بعضاً غافلگير مي شوند.»

"جين شارپ" كه اينك عمر خود را در سن 81سالگي سپري مي كند چندي پيش در گفتگويي اعلام كرد كه آرزو دارد مدل كودتاي مخملين يا رنگي در ايران تست و عملياتي شود. بر همين اساس گفته مي شود كه از 198 دستورالعملي كه از سوي جين شارپ صادر شده در حوادث اخير ايران نزديك به 100 عنوان آن تست شده و شكست خورده است.

مقدم فر در همين زمينه مي گويد: «در ماهيت نوع رفتار دنياي غرب با كشورمان طي 3دهه اخير با چند مدل مبارزه روبرو بوديم. در دهه اول انقلاب جنگ نيمه سخت يعني ترور و جنگ سخت را از طريق صدام به ما تحميل كردند، اما در رويكرد دوم كه مبتني بر مسائل منطقه اي و حوادثي است كه اتفاق افتاده است به ديپلماسي عمومي روي آورده اند كه از اين ديپلماسي، جنگ نرم، قدرت نرم و هوشمند بيرون مي آيد و در واقع دشمنان تابلودار نظام با اين مدل روبه روي ايران اسلام ايستادند.»

او مي گويد: «ما نيز بايد اتاق هاي فكر را مهيا و تفكر و انديشه نماييم تا راهكارهاي درستي براي حضور همه جانبه در اين ميدان جنگ نرم بيابيم و از نظام و انقلاب و آرمان هاي اصيل و ارزشي جامعه حمايت كنيم.»

وي در توضيح بيشتر خود درباره جنگ نرم و كودتاهاي مخملين مي گويد: «در كودتاي مخملي و يا آنچه كه اين روزها مشهود است در واقع اشغال خاصي صورت نمي گيرد، بلكه افكار عمومي اشغال مي شود

نقش رسانه هاي گروهي
بدون شك رسانه ها در جنگ نرم در خط مقدم قرار دارند و به راحتي مي توانند جريان هاي مهمي را هدايت، نظارت و كنترل کنند و از طرفي هم خود جريان ساز باشند.
 
بسياري از كارشناسان معتقدند كه با توجه به گستردگي دنياي ارتباطات، امروزه با جنگ رسانه اي نيز روبرو هستيم، به شكلي كه گفته مي شود هر رسانه اي كه قوي تر است مي تواند در جهت دهي به افكار عمومي مردم مؤثر عمل كند.
 
"احمدرضا نيازي"، پژوهش گر مسائل اجتماعي و استاد دانشگاه مي گويد: «در جنگ نرم "رسانه ها" ابزار بسيار قوي و كارآمدي محسوب مي شوند، اما متأسفانه بايد اذعان داشت كه در جنگ نرم رسانه ها اغلب در اختيار مراكز ثروت و قدرت هستند و هر آنچه كه اربابان خود ديكته مي كنند همان را منعكس مي نمايند.»

اين پژوهش گر مسائل اجتماعي به حوادث اخير پس از انتخابات در كشورمان اشاره مي كند و مي گويد: «در همين جريان ها ديديم كه چقدر رسانه هاي خارجي و داخلي به جعل اخبار و آمار پرداختند، حتي برخي از تحركات خياباني نيز از سوی رسانه هاي خارجي هدايت و طراحي مي شد؛ از اين رو بايد نقش مهم رسانه ها در جبهه جنگ نرم را ناديده نگرفت، چرا كه رسانه يكي از كاربردي ترين ابزارهاي فرهنگي براي غلبه بر فكر و انديشه مخاطب است و مي تواند در كودتاهاي مخملي، كودتاهاي رنگين يا به اصطلاح جنگ نرم حرف اول را بزند.»

اين استاد دانشگاه به تقويت زيرساخت هاي فرهنگي و تقويت رسانه ها براي مقابله با جنگ رسانه اي دنياي غرب اشاره مي كند و معتقد است كهبايد به نقش رسانه به عنوان يك ابزار مهم و جريان ساز بيش از پيش اهميت بدهيم و از طرفي هم قلم به دستان رسانه اي ما نيز بايد نسبت به حساسيت هاي موجود آگاهتر باشند.


كرسي آزادانديشي در جبهه نبرد نرم آسيب شناسي جنگ نرم و راه هاي مقابله با آن- بخش پاياني


جنگ نرم كه به تعبيري آن را جنگ فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اعتقادي مي نامند يكي از چالش هاي پيش روي كشورهاي در حال توسعه در سال هاي اخير به شمار مي رود كه در اين جبهه هوشياري و بيداري توام با درايت نخبگان و اصحاب فكر و انديشه جامعه حرف اول را مي زند.

به بيان ديگر بايد تاكيد كرد كه در زمان حاضر انجام جنگ هاي نظامي به آخر خط بازدهي رسيده و براي مستكبران غرب و شرق اين موضوع به اثبات رسيده كه براي تسلط بر كشورها، لشگركشي و صرف هزينه هاي كلان نظامي ديگر پاسخگو نخواهد بود چرا كه تجربه ثابت كرده هيچ قوم و ملتي از اشغالگر استقبال نخواهند كرد، از همين رو ساده ترين راه يعني غلبه بر افكار و انديشه هاي ملت ها را برگزيده اند تا با ايجاد جنگ هاي روحي و رواني بتوانند مردم را ضمن تهي نمودن از آرمان ها و ارزش هاي شناخته شده تاريخي و مواريث گرانبهاي فرهنگي، وام دار فرهنگ و انديشه هاي مبتذل و بعضا غيرقابل دفاع خود كنند و ضمن رخنه در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي، همچون موريانه اي به قطع ريشه هاي كهن تاريخي ملت ها بپردازند و حمله اي نرم و خاموش و بي صدا داشته باشند.

در جنگ نرم نخبگان بيش از سايرين در معرض تهديدهاي جدي دشمن و در خط مقدم اين مبارزه آرام و بي صدا هستند.

با توجه به اهميت دوچندان اين مسئله است كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي با اشاره به جنگ نرم عظيمي كه دشمنان در مقابل ملت ايران و نظام اسلامي به راه انداخته اند، نخبگان فكري از جمله دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها را به هوشياري و فعاليت مبتني بر فكر و تدبر در اين عرصه فرا خواندند و تاكيد نمودند: «دانشجويان عزيز افسران جوان ايران و جمهوري اسلامي در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطاني متكي بر زور و تزوير و پول هستند ... در اين منطقه بسيار حساس، جمهوري اسلامي با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهاني ايستاده است و طبعا شبكه بزرگ صهيونيستي، كمپانيهاي جهاني و مراكز پولي كه عرصه سياسي آمريكا و اروپا را نيز هدايت و اداره مي كنند قدرت عظيم ملت ايران و جمهوري اسلامي را دشمن مي پندارند و با آن مقابله مي كنند.»

نگاه اميدوارانه و خوشبينانه به آينده
مقام معظم رهبري در ديدار اخيرشان با دانشجويان، نگاه اميدوارانه و خوشبينانه به آينده را باعث تقويت جبهه ملت ايران در مقابل جنگ نرم دشمنان دانستند و افزودند: «اين خوشبيني، متكي بر تحليل واقع بينانه است و جوانان عزيز دانشجو بايد ضمن پرهيز از افراط و تفريط در برخورد با مسائل مختلف و با تكيه بر فكر و تدبر و تامل، به وظايف سنگين خود در پيشرفت علمي كشور و دفاع از ايران عزيز در مقابل جنگ نرم بيگانگان طمع ورز ادامه دهد.»

اما درباره توطئه هاي جنگ نرم دشمن در مقابل ايران اسلامي چه زماني پايان خواهد يافت توصيه هاي حكيمانه رهبر معظم انقلاب قابل تامل است: «اين توطئه ها تنها هنگامي پايان خواهد يافت كه ايران به همت جوانانش از لحاظ علمي، اقتصادي و امنيتي به نقطه اي برسد كه امكان آسيب رساندن به آن نزديك به صفر شود و به همين علت است كه بنده هميشه دانشگاه ها را به توليد علم و نهضت نرم افزاري فرا مي خوانم چرا كه برتري علمي را يك ركن امنيت بلندمدت كشور مي دانم.»

حجت الاسلام والمسلمين محمدحسين نيك فال، كارشناس ارشد تبليغ در حوزه علميه قم و محقق و پژوهشگر در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان به تاريخچه جنگ نرم دشمن در مقابل جمهوري اسلامي ايران اشاره مي كند و مي گويد: «استكبار جهاني به ويژه آمريكا كه از آن به عنوان شيطان بزرگ ياد مي كنيم پس از آنكه متوجه شد با جنگ نظامي نمي تواند حركت عظيم انقلاب اسلامي را سركوب نمايد در جبهه جنگ فرهنگي وارد شد و تهاجم فرهنگي و ناتوي فرهنگي را آغاز كرد و رهبر فرزانه انقلاب نيز با درايت و هوشياري تمام در اوايل دهه هفتاد درباره اين موضوع هشدارهاي جدي دادند و به تفكيك و تبيين تهاجم نظامي و فرهنگي پرداختند.»

اين نويسنده و پژوهشگر با اشاره به تفاوت تاكتيك هاي جنگ نرم در مقايسه با جنگ نظامي مي گويد: «در جنگ نظامي مرز و مواضع دشمن كاملا مشخص است اما در جنگ نرم هيچگونه حد و مرزي وجود ندارد و دشمن به نوعي آماده است تا از هر فرصتي سوء استفاده كند.»

شيوه هاي عملياتي جنگ نرم
به عقيده كارشناسان و صاحب نظران سياسي، شيوه هاي عملياتي جنگ نرم بسيار وسيعتر و گسترده تر از جنگ نظامي است.

نيك فال در اين باره مي گويد: «يكي از شيوه هاي جنگ نرم توسعه بخش عملياتي آفندي جنگ رسانه اي و گسترش هدفمند شبكه هاي ماهواره اي است، يعني دشمن در اين ترفند مي خواهد حرف خودش را در چارديواري خانه ما بيان كند. به عنوان نمونه در سال 1387حدود پنج ميليون و چهارصدهزار گيرنده ماهواره غيرمجاز در ايران وجود داشته است. از حدود 17هزار وششصد و شصت و شش شبكه ماهواره اي جهاني بيش از سه هزار شبكه در ايران قابل دريافت بود كه از اين تعداد 380 شبكه به موسيقي هاي مبتذل، 74 شبكه به تبليغات مد و لباس و لوازم آرايش هاي غربي، 273 شبكه به تبليغ اديان ساختگي و 235 شبكه به برنامه هاي مبتذل و غيراخلاقي اختصاص يافته بود و هر ساله نيز از سوي مجلس نمايندگان آمريكا رديف بودجه اي به توسعه اين شبكه ها اختصاص مي يابد كه اولين هدف اين اقدام تداوم جنگ نرم عليه كشورمان مي باشد.»

اين نويسنده و پژوهشگر درباره وظايف نخبگان در برابر توطئه هاي جنگ نرم دشمن مي گويد: «بدون شك در جنگ نرم دشمن، نخبگان كشورمان وظايف خطيري برعهده دارند از جمله آنها مشخص نمودن مرز خودي و غيرخودي، اطاعت محض از رهبري انقلاب اسلامي به عنوان ديده باني امين و هوشمند و نهادينه نمودن فرهنگ واقع بيني و سطحي و هيجاني برخورد نكردن با مسائل جاري كشور است، امروز نخبگان جامعه اعم از دانشجويان، اساتيد دانشگاهها، خبرنگاران، نويسندگان، روحانيون، طلاب و... بايد با هوشياري تمام به قضايا و حوادث سياسي و فرهنگي بنگرند و پيشرفت ايران اسلامي از حيث علمي و اقتصادي و امنيتي را مد نظر قرار دهند و تحقق سند چشم انداز 20ساله كشور به عنوان افق روشن آينده اي افتخارآميز ببينند و نصايح حكيمانه مقام معظم رهبري را نيز جدي بگيرند.»

نقش فرماندهان جبهه نرم
«فرماندهان اين جبهه بايد با شناخت مسائل كلان، شناسايي دشمن و كشف اهداف او، طراحي كلان انجام دهند و براساس اين طراحي حركت كنند، استادي كه بتواند اين نقش را ايفا كند استادي شايسته براي حال و آينده نظام جمهوري اسلامي خواهد بود.»

اينها توصيه هاي حكيمانه مقام معظم رهبري است كه چند روز پيش در ديدار با نخبگان و اساتيد دانشگاههاي كشور بيان فرمودند.

محمدرضا ورجاني زاده، دانشجوي رشته حقوق در دانشگاه تهران به گزارشگر كيهان مي گويد: «همچنان كه رهبر معظم انقلاب هم فرمودند بايد در دانشگاهها كرسي هاي آزادانديشي برگزار شود و در فضايي دوستانه دانشجويان به تحليل اوضاع فرهنگي و سياسي بپردازند، چون گسترش و تداوم فضاي تحليل در دانشگاهها سبب مي گردد تا دانشجويان به آسيب شناسي وقايع مهم كشور بپردازند قبل از آنكه آن وقايع خود به آسيبي براي جامعه مبدل گردد.»

اين دانشجو به نقش مهم اساتيد و مديران دانشگاهها اشاره مي كند و مي گويد: «در اين زمينه اساتيد مراكز آموزشي نقش مهمي را در هدايت افكار دانشجويان به سمت واقعيت هاي موجود دارند.»

زهرا شمسي پور، از دانشجويان رشته كارشناسي مديريت فرهنگي در دانشگاه جامع علمي كاربردي نيز به حوادث اخير پس از انتخابات اشاره مي كند و مي گويد: «همين حوادث بعد از انتخابات سبب گرديده تا فضاي كلاس ها در دانشگاه نيز تحت تاثير قرار بگيرد و بحث ها و حتي جدل هاي مختلف و متعددي ميان دانشجويان به وجود آمده كه در اين ميان اساتيد بايد در هدايت و جهت دهي به افكار جوانان دانشجو نقش مهمي ايفا كنند، از همين رو ضرورت ايجاد كرسي هاي آزادانديشي و فضاهاي تحليل و بحث و بررسي در خصوص حوادث مختلف كشور در دانشگاهها امري لازم و ضروري به نظر مي رسد.»

ابراهيم فياض، استاد علوم اجتماعي دانشگاه تهران نيز مي گويد: «جنگ نرم براساس و چارچوب تئوريك شكل مي گيرد و جنگ آينده جنگ دانشگاهها و جنگ مراكزي است كه تئوري ها را توليد و بازتوليد مي كنند، لذا بايد در فضاي دانشگاهي به دنبال راه حل آن باشيم.»

اين استاد دانشگاه در تبيين ضرورت هاي جنگ نرم با اشاره به ضرورت تئوري سازي و جهان شناسي در نگاه به گذشته، حال و آينده مي گويد: «متاسفانه ما با ادبيات غرب آشنايي نداريم و فقط مقداري ترجمه و تصحيح هاي سطحي داريم كه اين بزرگترين مبحثي است كه بايد به آن بپردازيم، بايد آثار جهاني و حتي اديان اعم از بودا، هندو و... را بشناسيم، چرا كه همه اين اديان در جنگ نرم نقش بازي كرده و مذاهب به حوزه هاي معرفتي و علمي يكديگر هجوم برده و با هم درگير مي شود كه البته همه نرم است.»

اين استاد علوم اجتماعي با تاكيد بر ايجاد هرچه سريعتر كرسي هاي آزادانديشي در كشور مي گويد: «آزادانديشي در علوم اجتماعي اعم از ارتباطات و مردم شناسي بسيار مهم است و نوعي مقابله با جنگ نرم محسوب مي شود.»

هوشياري مردم و بيداري نخبگان
حضور 40ميليوني مردم در صحنه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و راي بالا به رئيس جمهور منتخب نشان داد كه مردم دست دشمن را خوانده اند و در صيانت از اسلام و انقلاب هميشه در ميدان حاضرند.

«عليرضا جوادي فر»، كارشناس مسائل سياسي و استاد دانشگاه در تحليل نقش مراكز آموزش عالي در جبهه جنگ نرم دشمن به گزارشگر كيهان مي گويد: «هدف نهايي دشمن از جنگ نرم استحاله فكري و فرهنگي نخبگان و مردم جامعه است چون اگر مباني فكري و اعتقادي مردم عوض شود به راحتي تسليم فرهنگ غرب خواهند شد. به همين دليل دانشگاهها نقش محوري و مركزيت فرماندهي مقابله با اين جنگ مدرن را برعهده دارند چون فرماندهي اصلي مباني فكري و فرهنگي و شكل دهي به جريان هاي ارزشي جامعه از دل نهاد دانشگاه مي جوشد و دانشجويان به تعبير زيباي رهبر معظم انقلاب به عنوان افسران جوان و اساتيد به عنوان فرماندهان اين نبرد محسوب مي شوند و از آنان انتظار مي رود بيش از پيش به اهميت وجودي فعاليت هاي خود بينديشند و در كارزار جبهه جنگ نرم دشمن به وظايف خود به خوبي عمل نمايند و هدايت افكار عمومي جامعه را به سمت اميد به آينده اي روشن و درخشان برعهده بگيرند.»

اين تحليلگر مسائل سياسي در ادامه همين بحث مي گويد: «استادي كه مقاله اي را در رد يك نظريه غربي مي نويسد يا دانشجويي كه پايان نامه اي را در محكوميت سياست هاي مداخله گرانه دنياي استكباري در منطقه خاورميانه به رشته تحرير درمي آورد ناخودآگاه در خط مقدم اين جبهه قرار گرفته، به همين دليل بايد اين توصيه ارزشمند حضرت آيت الله خامنه اي مبني بر تشكيل كرسي هاي آزادانديشي در فضاي دانشگاهها بسيار جدي گرفته شود و چنين كرسي هايي هرچه سريعتر در تمامي مراكز آموزش عالي داير گردد.»

اين استاد دانشگاه مي گويد: «هوشياري اساتيد و دانشجويان به عنوان فرماندهان و افسران جوان در برابر ترفندهاي مختلف دشمن در نبرد نرم به نوعي صيانت از حقوق ملت و تداوم نظام اسلامي محسوب مي شود به گونه اي كه هرچقدر در چنين مسائلي قشر دانشگاهي ما از بصيرت و آگاهي بيشتري برخوردار باشد و با جديت در اين ميدان حاضر شود قطعا دشمن مايوس تر و نااميدتر خواهد شد.»

برخي از دانشجويان و اساتيد دانشگاه از وجود بعضي از قوانين دست و پاگير در عرصه آموزش عالي كشورمان اظهار گلايه مي كنند و برخي ديگر معتقدند كه سازمان تعريف شده اداري و بسياري از آيين نامه ها بر ضد خلاقيت و نوآوري تدوين شده اند و بازنگري در آنها با توجه به حساسيت هاي كنوني امري ضروري به حساب مي آيد.

با توجه به اينكه دولت دهم در آغاز راه فعاليت و خدمت قرار دارد جاي اين اميدواري است كه وزير جديد علوم، تحقيقات و فناوري كشورمان با توجه به سوابق ارزشمند گذشته ايشان راه حل هاي مناسبي را ارائه و به رفع موانع موجود همت گمارند و با يك برنامه اي كارشناسانه و دقيق به آسيب شناسي قوانين موجود در نظام آموزش عالي بپردازند و به فكر گسترش فضاهاي بحث و بررسي و تحليل و كرسي هاي آزادانديشي در دانشگاهها باشند.

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 23:57 توسط دبیرستان هشید قریشی ها محمد مرادی| |

جنگ نرم  چیست؟

جنگ نرم
جنگ نرم

جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح  استفاده می‌شود.

گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می‌ برد.

در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.

مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است

جنگ روانی، جنگ نرم

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت.

 فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده  فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازی‌های سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.

 در سال 1950 یعنی تنها یک‌سال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا  به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ‌روانی در کره پروژه‌ای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجه‌ای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ‌ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگ‌روانی گسترده‌ای را با استفاده از تجربیات جنگ‌جهانی دوم تشکیل داد. از آن‌زمان تاکنون، سازمان‌ها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند.

براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.

نرم افزار خواندن و شمردن

 استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.

 انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل می‌شود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیره‌ای در طی یک دوره شش هفته‌ای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیره‌ای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.

به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشور‌های هدف را در چارچوب حوزه‌های زیر می‌توان بررسی کرد:

- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی

- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن

- حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا

 - ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی

 - همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا

 - فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا

 - مهار بیداری اسلامی

جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.

شرکت‌کنندگان انقلاب‌های رنگین اغلب از مقاومت مسالمت‌آمیز با هدف اعتراض‌ علیه دولت‌های غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کرده‌اند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیده‌اند. اعتراض‌های صورت گرفته و نقش مهمی که سازمان‌های غیردولتی به ویژه سازمان‌های فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمت‌آمیز ایفا می‌کنند، این رویدادها را برجسته‌تر نشان می‌دهد.

جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسان‌ها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوه‌ها و ترفندهایی متوسل می‌شدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت

اهداف اجرایی از جنگ نرم

همان طور که اشاره شد، جنگ روانى جدید عملى سازمان یافته و برنامه ریزى شده پدیده اى همیشگى و پیوسته است که اختصاص به مقطع زمانى خاصى ندارد. با توجه به این مسأله مى توان اهداف جنگ روانى را در یک تقسیم بندى به اهداف سیاسى و اهداف نظامى و در تقسیم بندى دیگر، آن را به اهداف و مقاصد استراتژیکى و مقاصد تاکتیکى تقسیم نمود

با توجه به این که ماهیت اصلى عملیات روانى به اعتراف خود آمریکایى ها عبارت است از تلاش براى تأثیرگذارى بر افکار، احساسات و تمایلات گروه هاى دوست، دشمن یا بى طرف مى توان تا حدودى به برخى از مهمترین اهداف جنگ روانى پى برد:

- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.

- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

جنگ نرم

- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.

- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.

- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).

- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.

- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...

- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.

- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.

با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 23:40 توسط دبیرستان هشید قریشی ها محمد مرادی| |
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody